بازگشت به صفحه کامل

مسابقه پیامکی «پیامبر رحمت»

امور فرهنگی اداره کل روابط‌عمومی به مناسبت میلاد پیامبر اکرم (ص) مسابقه پیامکی با عنوان «پیامبر رحمت» برگزار می‌کند. شرکت‌کنندگان می بایست بعد از مطالعه متن ارائه شده، جواب‌های خودرا براساس شماره پاسخ‌ها، بصورت یک عدد چهار رقمی (برای مثال عدد 1232) به همراه  نام، نام خانوادگی و شماره کارمندی خود به سامانه پیام کوتاه 30000163 پیامک نمایند. زمان شرکت دراین مسابقه از 97/9/3لغایت 97/9/16 است.

گفتنی است این مسابقه در راستای پانزدهمین دوره مسابقات قرآن و عترت رسانه ملی برگزار می شود و به برگزیدگان که به قید قرعه انتخاب شوند جوایزی اهدا خواهد شد.

 

متن مسابقه

 زمان دقیق ولادت پیامبر اکرم (ص) مشخص نیست، برخی، ولادت او را در عام‌الفیل نوشته‌اند، اما مشخص نیست که عام‌الفیل به‌طور دقیق چه سالی بوده است؛ از آنجا که تاریخ‌نویسان، درگذشت پیامبر اسلام (ص) را در سال ۶۳۲ م نوشته‌اند و او هنگام وفات ۶۳ ساله بوده، می‌توان تولد پیامبر را بین ۵۶۹ تا ۵۷۰م حدس زد. در مورد ماه تولد ایشان اکثر محدثان و تاریخ‌نویسان برآنند كه در ماه «ربیع‌الاول» بوده، ولى در روز آن اختلاف دارند. ميان محدثان شيعه معروف است كه ولادت آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع‌الاول روز جمعه، بوده و ميان اهل تسنن نیز مشهور است كه ولادت آن حضرت، دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است؛ که این فاصله پنج‌روزه در ایران به‌عنوان هفته وحدت نام‌گذاری شده است.

 قرآن کریم بر یتیم بودن پیامبر اسلام(ص) تصریح دارد و منابع تاریخی نیز در این‌باره فراوان است. پدر پيامبر‌(ص)‌، عبدالله فرزند عبدالمطلب و مادرش آمنه دختر وهب، هر دو از قبيلة بزرگ قريش بودند؛ قبيله‌ای كه بزرگان آن از نفوذ فراوانی در مكه برخوردار بودند و بيش‌تر به بازرگانی اشتغال داشتند. عبدالله، چند ماه پس از ازدواج با آمنه و پیش از ولادت محمد (ص)، برای سفری تجاری به شام رفت و هنگام بازگشت، در یثرب درگذشت. محمد (ص) را بنابر رسم مكه، به زنی به نام حليمه سپردند تا در فضای ساده و پاك باديه پرورش يابد. وقتی محمد شش سال (یا چهار سال) داشت، مادرش او را برای دیدار با اقوام، به یثرب برد و در بازگشت به مکه، آمنه در 30سالگی در ابواء درگذشت و همان‌جا دفن شد محمد(ص) از اين پس تحت حمايت جدش عبدالمطلب قرار گرفت، اما او نيز در هشت سالگي پیامبر(ص) درگذشت و سرپرستی محمد(ص) برعهده عمويش ابوطالب گذاشته شد.

پیامبر (ص) همراه با ابوطالب در سفری تجاری به شام رفت و با بحیرا که از عالمان مسیحی زمان خود بود، دیدار کرد. او وعده نبوّت حضرت را به عموی ایشان داد و ایشان را از خطر آسیب‌زدن قوم یهود به نبی اسلام (ص) مطلع کرد. درباره شغل پیامبر(ص) گفته‌اند که او به شغل چوپانی که شغل اکثر انبیا بوده است، فعالیت داشته است.

ایشان در دوران نوجوانی خود به‌دلیل امانت‌داری، به صفت امین مشهور شد و با پذیرفتن سرپرستی کاروان تجاری حضرت خدیجه(س) و نشان‌دادن لیاقت‌های خود در تجارت، باعث شد سود خوبی به این کاروان برسد. از دیگر توانمندی‌های ایشان، حل اختلاف به‌وجود آمده بین سران قریش بر سر نصب حجرالاسود بود، که از جنگی خانگی جلوگیری کرد.

پیامبر(ص) به امانت‌داری و پاک‌دامنی شهرت یافته بود. تخصص در امر تجارت و تعهد شخصیت والای محمد‌امین(ص)، خدیجه را واداشت تا برای مدیریت گروه بازرگانی خود، از وی سود جوید که به همین خاطر از محمدامین دعوت به همکاری نمود و از او تقاضا کرد که همراه غلام او« میسره» برای تجارت از مکه رهسپار شام گردد، پیامبر پیشنهاد خدیجه را پذیرفت و به شام رفت. میسره نیز در سفر کراماتی را از پیامبر دیده بود که در بازگشت همه وقایع را برای خدیجه بازگو کرد و خدیجه به ازدواج با رسول خدا راغب شد. علاقه‌مندی خود را به ازدواج با محمدامین اظهار کرد. پیامبر نیز با عموی خود نزد بزرگ خدیجه رفت و خدیجه را که از شریف‌ترین زنان قریش بود خواستگاری کرد. پیامبر اکرم(ص) از حضرت خدیجه و نیز از سایر همسران خود صاحب فرزندانی شد اما تنها یادگار پیامبر(ص) بعد از رحلتش حضرت  زهرا (س) بود.

حضرت محمد(ص) قبل از رسالت، یکتاپرست بود و معمولاً غار حرا در مکه را برای عبادت و مناجات با خدا انتخاب می‌کرد. گفته‌اند نخستين نشانه‌های بعثت پيامبر (ص) به هنگام 40 سالگي او، رؤياهای صادقه بوده‌است، اما آنچه در سيره به‌عنوان آغاز بعثت شهرت يافت آن است که  شبی در ماه‌رجب فرشتة‌وحی در غار حرا بر پيامبر (ص) ظاهر شد و بر او نخستين آيات سورة علق را برخواند. بعد از آن حضرت مأمور هدايت قوم خود و اصلاح جامعه از فسادهای دينی و اخلاقی و پاك‌گردانيدن خانة خدا از بتان، و دل‌های آدميان از خدايان دروغين شدند.

پیامبر (ص) در سه مرحله دعوت سرّی (اولین مرحله دعوت)، دعوت خویشان و نزدیکان (با نزول آیه انذار که این واقعه به یوم‌الدارمعروف است.) و دعوت علنی به ابلاغ رسالت پرداخت:

دشمنان پیامبر(ص) در واقع کسانی بودند که با ابلاغ رسالت محمدی منافع‌شان به‌خطر افتاد. چه اینکه بزرگان قریش نه اعتقادی به بتان داشتند و نه به آن‌ها دل بسته بودند، بلکه تنها آن‌ها را وسیله‌هایی برای وصول به اهداف خود می‌دانستند و حمله به بتان را موجب از بین رفتن ابهت بت‌ها می‌دانستند که در نتیجه امیال و آرزوها و منافعشان را در خطر می‌دیدند. بعد از دعوت علنی پیامبر، مشرکان مکه، به‌خصوص اشراف قریش به‌خاطر مخالفت این دین توحیدی با آیین شرک‌آمیز آنان و نکوهش خدایانشان به‌شدت به مقابله با پیامبر اکرم‌(ص) پرداختند. ترس از دست‌دادن سروری عرب و رقابت طوایف قریش با بنی‌هاشم نیز از دلائل دیگر این مخالفت بود که اشراف قریش را در مقابله خود با پیامبر، سرسخت‌تر می‌نمود.

مبارزات اشراف قریش با پیامبر اسلام را می‌توان در چهار بخش تقسیم‌بندی کرد: سازش و تطمیع، برخوردهای روانی، آزارهای جسمانی و برخوردهای عملی.

سران قریش برای آنکه پیشرفت دین تازه را متوقف سازند به هر حیله‌ای از جمله بدگویی از پیغمبر، آزار‌رساندن به او، شکنجه کردن پیروان او، نسبت‌دادن شاعری و دیوانگی و ساحری به وی متوسل شدند، ولی هیچ‌یک سودی نبخشید. پس از اقدامات یاد شده، شکنجه و آزار قریش نسبت به پیامبر و مسلمانان شدت گرفت. پیروان پیامبر به زندان و حبس محکوم شدند. یاسر مورد شکنجه قرار گرفت. سمیه مادر عمار همسر یاسر به‌شدت شکنجه شد و در راه اسلام با نیزه ابوجهل به شهادت رسید.

یاسر نیز در مکه زیر شکنجه قریش به شهادت نائل آمد. امیة بن‌خلف، بلال حبشی را در گرمای شدید در بطحای مکه به پشت خواباند و سنگی بزرگ بر سینه‌اش نهاد تا به دین محمد (ص) کافر شود، ولی او همچنان در زیر شکنجه «احد احد» می‌گفت.

 شيخ كلينى روايت كرده كه: حضرت رسول (ص) بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و حج به جا نياورد تا آنكه در سال دهم خداوند عالميان آيه27سوره حج را نازل فرمود و فرمان حج داد. 

وقتی حضرت رسول(ص) از اعمال حجه‌الوداع فارغ شد چون به غدیر خم رسيد. فرمان الهی رسید که: «اى پيغمبر! برسان به مردم آن چه فرستاده شده‌است به‌سوى تو از جانب پروردگار تو. پس اگر نكنى، رسالت خدا را نرسانده‌ای و خدا تو را نگاه مى‌دارد از شر مردم.» رسول اکرم(ص) در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمود و حضرت علی(ع) را به جانشینی خود معرفی کرد. سپس همه بر گرد رسول خدا(ص) و اميرالمؤمنين(ع) جمع شدند و با آن حضرت بيعت کردند.

در اوایل سال ۱۱ق، چون بیماری پیامبر(ص) سخت شد، به منبر رفت و مسلمانان را به مهربانی با یکدیگر سفارش کرد و فرمود: «اگر کسی را حقی بر گردن من است بستاند، یا حلال کند».

عالی‌ترین و بارزترین خصوصیت پیامبر(ص) بعد اخلاقی ایشان است. قرآن در این باره می‌گوید که «تو بر اخلاقی بزرگ و گرانمایه تکیه داری».

در وصف رفتار و صفات پیامبر(ص) گفته‌اند اغلب خاموش بود و جز به نیاز سخن نمی‌گفت. هرگز تمام دهان را نمی‌گشود، بیش‌تر تبسم داشت. هیچ‌گاه به صدای بلند نمی‌خندید، به پاکیزگی و خوشبویی بسیار علاقه‌مند بود، در کمال سادگی می‌زیست، بر زمین می‌نشست و بر زمین خوراک می‌خورد و هرگز تکبر نداشت. هیچ‌گاه تا حد سیری غذا نمی‌خورد. با این‌همه، چون راهبان نمی‌زیست و خود می‌فرمود که از نعمت‌های دنیا به حد، بهره گرفته، هم روزه داشته و هم عبادت کرده است.

رفتار او با مسلمانان و حتی با متدینان به دیگر ادیان، روشی مبتنی بر شفقت و بزرگواری و گذشت و مهربانی بود. سیرت و زندگی او چنان مطبوعِ دلِ مسلمانان بود که تا جزئی‌ترین گوشه‌های آن را سینه ‌به‌ سینه نقل می‌کردند و آن را امروز هم سرمشق زندگی و دین خود قرار می‌دهند.

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان با تلخیص

 

سؤالات

1- پس از درگذشت مادر پیامبر اکرم (ص) سرپرستی ایشان برعهده چه کسی بود؟

1) ابوطالب                 2) حلیمه                 3) عبدالمطلب

2- میسره نام چه شخصی بود؟

1) غلام پیامبر اکرم (ص)         2) غلام حضرت خدیجه (س)               3) غلام ابوجهل

3- نزول آیه انذار بر چه واقعه‌ای اشاره دارد؟

1) ابواء                  2) یوم الدار                3) مبعث

4- کدامیک از خصلت‌های پیامبر(ص) نیست؟

 1) رهبانیت و تعبد         2) سادگی و پاکیزگی            3) خوش‌خلقی و شفقت